X
تبلیغات
رایتل

اشاره: ماه‌نامه‌ی فرهنگ و هنر «نقش‌آفرینان» در شماره‌ی 83 خود، مسعود فراستی را به عنوان چهره‌ی سال 1395 معرّفی کرد. در زیر، بخشی از سرمقاله‌ی این شماره را که در ارتباط با مسعود فراستی است، مطالعه می‌کنید.


http://s8.picofile.com/file/8291599492/magazin.jpg


چهره‌ی سال: مسعود فراستی؛

آن که گفت نه! 

مسعود فراستی منتقدی [است] که اگرچه سال‌هاست برای اهل سینما آشناست، اما با آغاز به کار برنامه‌ی «هفت» به چشم مخاطب عام هم آمد و نقدهای کوبنده‌اش سر و صدای زیادی به راه انداخت. آن هم در دورانی که اکثر قریب به اتّفاق منتقدین واقعی، عافیت‌طلبی پیشه کرده و به دلیل برخی روابط و دوستی‌ها، عدم ظرفیت پذیرش نقد در جامعه‌ی سینمایی، ترس از ایجاد حواشی غیر حرفه‌ای برای‌شان از سوی دیگران و . . . نقد نمی‌نویسند. در چنین زمانه‌ای، مسعود فراستی که وابستگی‌ای از سر دوستی، گروهی، جناحی، مالی، عاطفی ندارد و خودش را مستقل نگه داشته، سر بر آورده و تنها در میان جمع، مشغول به نقد جدّی سینما و فیلم‌هاست. حتّی اگر فیلمی درباره‌ی پیامبر بوده و گویی جنبه‌های فرادستی پیدا کرده باشد، یا فیلمی پرفروش‌ترین فیلم سال شده و جوایزی برده و فدائیانی داشته باشد!

او در این سال‌ها رفته‌رفته به بِرَند نقد سینما بدل شده و صراحت بیانش نیز مزید بر علت شده تا چه در میان مخاطب عامّ و چه در میان اهل سینما و نقد، طرفداران و همچنین مخاطبین پرتعدادی داشته باشد. دوست و دشمن به باسوادی‌اش اذعان دارند و کسی او را به بی‌دانشی متّهم نمی‌کند، اما اظهار نظرهای بی‌تعارفش به مذاق بعضی‌ها خوش نمی‌آید و همین هم مستمسکی می‌شود برای موضع گرفتن علیه برخی نظرات و البته بعضاً شخصیت و سوابقش! اینکه او فیلم را نقد می‌کند ولی در پاسخ، سوابقش به رخ کشیده می‌شود یا به پشت پرده‌های بی‌اساس مالی‌اش اشاره می‌شود، یا نوشته‌ها و نقل‌قول‌هایی هتّاکانه خطاب به برخی سینماگران در فضای مجازی از قول او جعل می‌شود (تخریب شخصیّت به قصد حذف)، افزون بر بی‌اخلاقی محض و بس ناجوانمردانه بودن هوا، به خوبی نشان‌گر ناتوانی برچسب‌زنندگان از پاسخ‌گویی منطقی به نقدهای اوست.

فراستی تسلط کم‌نظیری به نقد و زبان سینما، و در کنارش هنر، فلسفه، اقتصاد، سیاست و جامعه‌شناسی دارد. لذا در مواجهه با بیان الکن، بَزَک‌های بی‌ربط یا عوام‌گول‌زنکِ یک فیلم، رو دست نمی‌خورد؛ سرش کلاه نمی‌رود؛ به این راحتی‌ها قانع نمی‌شود. حتی وقتی همه از ترس غلاف می‌کنند، او سر نترس دارد و می‌گوید نه.

اهل واقعی نقد سینما، خوشحالند که نقد به خانه‌های مردم وارد شده و نقش تأثیرگذاری در نگاه بخش بیشتری از جامعه، به فیلم و سینما بازی می‌کند. حالا سری که به سینما می‌زنی، نگاه‌ها جستجوگرتر و ذهن‌ها پرسشگرتر شد‌ه‌اند. این، اتّفاق مبارکی است که با «هفت»؛ خاصّه نقدهای مسعود فراستی به جامعه منتقل شده است. او نقد را زنده کرده و به کُرسی نقد اعتبار داده است. البته صاحب اعتبار شدن همین کرسی نیز باعث شده (افزون بر مواردی که در ضدیّت با نقدهای مسعود فراستی شمرده شد) برخی بدشان نیاید این صندلی را از زیر پای او بکشند و خودشان آن را تصاحب کنند. اما مگر در دوره‌ای که او در «هفت» نبود و این همه منتقد آمدند و فیلم‌ها را نقد کردند، چه شد؟ کدام نقدِ «هفت» بدون فراستی کار کرد؟ باید پذیرفت که او حالا در شمایل یک منتقد سینما، به عنوان یک «ستاره» نیز «چهره» شده است.

مرثیه‌ی نقد آنجاست که تسلّط و آگاهی کامل داشتن به موضوع نقد، مستقل بودن، جسارت داشتن، مرعوب نشدن و . . . ویژگی‌هایی است که هر منتقد باید داشته باشد، اما در این زمانه چنان نایاب شده که همین شاخص‌ها در تعریف و تمجید از شخصیّتی همچون مسعود فراستی به کار می‌رود. این در حالی است که اصلاً منتقد باید چنین باشد!



تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1396 | 19:04 | نویسنده : سیّد جواد یوسف بیک | نظرات (44)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.