X
تبلیغات
رایتل

گپی با خالقِ «ارشاد کن 2»


ناگهان چراغی سوسو کنان از ته چاه با زمزمه هایی ناآشنا بی هیچ توجهی از هیاهوها انگشت لرزانی را به قضاوت می گیرد که تن آدمی را که هیچ، عرش خدا را هم به لرزه در می آورد.

جناب استادِ ارشادِ کُنِ 2، چه شده؟ لرزه به تنت افتاده؟ که امر به "معروف و نهی از منکرت" (!) خریدار نداشته باشد؟ قضاوت را با نقد اشتباه گرفتی، "استاد". تو قضاوت میکنی چون عصبانی هستی، تو دعوت میکنی (خالق «عروس» را) تا عقد کنی شرافت را با بی شرافتی. قضاوت به چه قیمتی؟ شستن گناه دیگران؟!

استادِ ارشادِ کُنِ 2، تمام کلمات و نوشته هایت از ترس به خود لرزیده اند. "مرد جنگ و باروت و آتش"، شاید حال و هوای سرد این روزهای تهران مریضشان کرده همانطور که حرف های صد من یه غاز، تورا هم گناه کار... قلمت حال و هوای کلامت را خراب کرده یا شاید هم کلامت حال و هوای تورا.

استادِ ارشادِ کُنِ  2، فیلمت را ندیده ام و نخواهم دید، چون اثرت مانند قضاوتت گناه کار است. گناه بی گناهی را به قلم میکشی که کلامش و ایمانش و قلمش آنقدر شریف است که حتی تا این لحظه که تو مخاطب منی حاضر نیست کلامی از تو و عروسک خیمه شب بازی ات (حمید خان) به میان آورد.

استادِ ارشادِ کُنِ 2، امشب را راحت بخواب که "یابو سوار" شریف، فروشنده شرافتش نیست، و ایمان و آزادگی را مثل عروسک خیمه شب بازی ات به حراج نمی گذارد.



تاریخ : شنبه 7 اسفند 1395 | 14:00 | نویسنده : سیّد جواد یوسف بیک | نظرات (0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.